بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی

وب سایت شخصی محمود حسینی

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size


مزدک و آیین آن

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
میانگین امتیار کاربران: / 43
ضعیفعالی 

در خصوص بنیاد فرقه مزدک می توان 21 حدس زد:

یکی آن که بنیاد این فرقه همزمان با پایان هزاره زردشت بوده که مقارن آن انتظار سوشیانت ( مهدی) می رفت. نیم اشاره ای به این نکته را می توان در گفتار خواجه نظام الملک یافت که می گوید مزدک از علم نجوم چیزی می دانست و از گردش ستارگان چنین دریافته بود که مردی ظاهر خواهد شد و همه ادیان را ناچیز خواهد کرد.

حدس دیگر ارتباط دادن بدعت مزدکیان است با بدعتی در زمان شاپور دوم (79-309) که می گویند  در مقابه با آن آذر باد مهر اسپندان تن به سوگند آتش سپرد زیرا که تقریباً شک نیست که بنیان گذار آیین مزدک با آنکه آیینی باطنی آورده بود  که از بسیاری جهات همانند دین مانوی بود، کیش خود را تعبیر راستین اوستا می خواند و مدعی بود که دین بهی زردشت را درست و پاکیزه کرده و به صورت نخستین بازگردانده است و این همان است که بیشتر منابع بدان اشاره می کنند. 

 

مسعودی نیز می گوید: مزدک کتاب زردشت یعنی اوستا را تاویل می کرد.

باید در نظر داشت که در اوستا عبارتهایی است که با تاویل می تواند مبنای آیینی اجتماعی  ( اشتراکی) مزدکیان قرار گیرد.

مثلاً در وندیداد ( چهارم – 44) آمده است که «اگر هم کیشی، برادری یا دوستی پول، زن یا پند خواست باید کسی را که پول می خواهد پول داد و آن کس را که خواستار زن است زنی به کابین سپرد و آن را مزد می جوید کلام مقدس آموخت» .

اگر مانویت سرچشمه کیش مزدکی می بود در آثار مانوی که شماره شان کم نیست به آن اشاره ای می رفت و نیز این ندیم که از دین مانوی و شاخه های آن گزارش دقیق و درستی داده است آن را از قلم نمی انداخت.

از زندگی مزدک جز اندکی نمی دانیم.

ثعالبی گزارش داده است« مزدک می گفت که خدا روزی در جهان نهاد نا مردم میان خود به مساوات بخش کنند چنان که هیچ کس را بر دیگری فزونی نباشد ولی مردم بر هم ستم کردند و برتری جستند،... ( طبری یکم ص 893)

فردوسی نیز می گوید ( در حکمت اخلاقی مزدکیان)

بپیچاند از راستی پنج چیز                                   که دانا بر این پنج نفزود نیز

کجا رشک و کین است و خشم و نیاز                  به پنجم که گردد بر او چیره آز

تو گر چیره باشی بر این پنج دیو                          پدید آیدت راه کیهان خدیو

از این پنج ما را زن و خواستست                         که دین بهی در جان کاستت

زن و خواسته باید اندر میان                                چو دین بهی را نخواهی زیان

منابع موجود مشخص نمی کنند که مزدک برای تقسیم عادلانه زن و خواسته محتملاً چه آیینی و راهی نهاده بوده است.

مزدک می خواست سازمان روحانی دین زردشتی را ساده گرداند و همراه با آن در دارایی آتشکده ها محدودینهایی بنا نهد.

تعقیب بی امان این فرقه توسط انوشیروان که محتملاً در سرتاسر شاهنشاهی درازپای او دوام داشت مزدکیان را متواری کرد ولی نتوانست ریشه شان را براندازد. در نخستین قرون اسلامی مزدکیان در سراسر ایران پراکنده بوده اند.

چنین می نماید که به ویژه در جبال و آذربایجان و پیرامون اصفهان و اهواز و نیز   در گرگان و طبرستان و خراسان مزدکیان بسیار بوده اند.

خواجه نظام الملک می گوید: در زمان سنباد ( از دستیاران نزدیک ابومسلم) (755/137) مردم جبال و عراق «از هر درمی نیم درم رافضی  و مزدکی» بوده اند.

به کرات اعتقادات ویژه غلات شیعه را از قبیل اعتقاد به حلول ذات خدا در پیغمبران و امامان و اعتقاد به تناسخ و غیبت و رجعت امام و توسل به باطن قرآن را به عقاید مزدکیان مربوط می کنند.

از توجه به همانندی واقعی اعتقادات غلات شیعه و خرمیان (نومزدکیان) از یک سو و یکی شمردن صریح ایشان در منابع اسلامی از سوی دیگر طبعا این نتیجه حاصل می شود که مزدکیان که اکنون تظاهر به مسلمانی می کردند بنیانگذاران اصلی گروهایی بودند که به نام غلات شهرت یافته اند.

مقارن پایان عهد امویان مزدکیان بر ابو مسلم گرد آمدند و بر کوشش خود افزودند ولی قتل ابومسلم به فرمان منصور خلیفه در 137/755 بر آنها ضربتی گران زد زیرا که ابومسلم را نه فقط رهبر سیاسی و سپهسالار خود می پنداشند بلکه چنان که در منابع به صراحت آمده است او را پیشوای مذهبی خویش و برابر با امام در قاموس شیعیان می شمردند.

سنباد نیز از نیشابور شورش کرد او مدعی بود که روح ابومسلم در او حلول کرده است و همه او را مزدکی می شمردند و به ترویج اباحه متهم می کردند.

شورش دیگر توسط المقنع 158/774 در خراسان بر ضد مهدی خلیفه و مزدکیان ماوراءالنهر و نیز گروهی از ترکان گردش بر آمدند. هشت سال مردانه در ایستاد تا محاصره‌اش کردند و  در 166/782 شکست یافت.

نرشخی مولف تاریخ بخارا از قول المقنع می گوید: ص 90 به بعد.

« من خدای شمایم ... من آنم که خود را به صورت آدم به خلق نمودم و باز به صورت نوح و باز به صورت ابراهیم و باز به صورت عیسی و باز به صورت محمد و باز به صورت ابومسلم و باز به این صورت که می بینید».

المقنع پیروان خود را به آنچه که مزدک آورده بود مکلف کرد. در سده های دوم و سوم هجری از مزدکیان به نامهای گوناگون یاد شده است که از همه رایج تر مزدکیه، خرمیه، خرم دنییه، محمره (سرخ جامگان) و منبیضه(یاسپید جامگان) است. فرقه ای که بیش از همه با مزدکیان یکی شمرده شده است و درباره آن بیش از فرقه های دیگر می دانیم خرمیه است.

ابن ندیم این دو را به جای یکدیگر به کار می برد و می گوید (ص342)،خرمیه دو طبقه اند خرمیه باستان دراصل زردشتی بودند و بعد در آیین خود اصلاحاتی کردند بنیانگذار مذهب ایشان مزدک بود و اما بابکیه بنیانگذاریشان بابک خرمی بود.

در پیوند مزدکیان عهد ساسانی و خرم دینان اسلامی جای شک نمی ماند پس از در گذشت جاویدان بن شهرک ، بابک مدعی بود روح جاویدان دراو حلول کرده است در حدود سال (20/816 رهبری مزدکیان را در شمال غرب و غرب و مرکز ایران به دست گرفت و  در زمان او خرمیان سخت فعال شدند بابک بر خلیفه عباسی شورید و تقریباً بیست سال ایستادگی ورزید و تا سال 223/837 که شکسته شد و اعدامش کردند بر بخش بزرگی از جبال و آذربایجان و نواحی مجاور فرمان می راند.

رد پای مزدکیان و خرمیان را تا زمان مغول و حتی بعد از آن می توان یافت شگفت تر گزارش حمد الله مستوفی است که می گوید مردم رودبار قزوین که در پیش باطنی مذهب بوده اند در زمان وی ( قرن هفتم / چهاردهم) دعوی مسلمانی می کرده اند ولی جماعتی را که او «مراغیان» می خواند، به گفته وی به مزدکی نسبت می داده اند. این گروه هنوز هم به همین نام باقی اند و در تقریباً هفت دهکده در ناحیه رودبار سکونت دارند. اینان  اجتماعی با آداب پنهانی اند که مردمش خود را شیعی مذهب می شمارند ولی با شیعیان دیگر پیوند نمی کنند و بیش از یک زن نمی گیرند. آداب نهانی دارند که ادای رسمی سوگند هنگام مکلف شدن به حفظ آینی مراغی و مخفی داشتن آن از آن جمله است. در حد توانایی از خوردن خوراک غیر مراغی پرهیز می کنند و به آداب پاکیزگی و طهارت سخت پای بندند.

 

«آیین مزدک»

براساس شهرستانی: مزدکیان به دو اصل ازلی روشنی و تاریکی اعتقاد داشته اند نیروی روشن از دانش و حس بهره مندست و به قصد و اختیار عمل می کند و حال آنکه نیروی تاریکی نادان و کور و عملش مبتنی بر خبط و اتفاق است.

مزدکیان به سه عنصر آب و آتش و خاک معتقد بودند که چون در آمیختند دو ایزد پدیدآمد یکی پرودگار نیکی (مدبر الخیر) و دیگری پروردگار بدی ( مدبرالشر).

خدای بزرگ که غیر از آن دواست به گمان ایشان در عالم برین بر کرسی خود نشسته است. همان گونه که شاه شاهان (خسرو) در جهان زیرین بر تخت می نشیند پشت او چهارنیروی «تمییز» و «فهم» و «حفظ» و «سرور» ایستاده اند همچنان که در برابر شاه شاهان چهارتن یعنی موبد موبدان و هربدان هربد و سپهبد و رامشگر قرار گرفته اند این چهار نیرو به یاری هفت وزیر در دایره ای از دوازده نیروی روحانی تدبیرکار جهان می کنند. خدای بزرگ به نیروی حروف تدبیر می کند که از مجموع آنها اسم اعظم بدست می آید.

اصول کیش مزدکی را می توان به قرار زیر خلاصه کرد:

1-     اعتقاد اصولی به ثنویت اساسی که از ثنویت زردشتی و مانوی چندان دور نیست.

2-     اعتقاد به سه عنصر اصلی د ربرابر چهار عنصر زردشتیان و پنج عنصر مانویان

3-     اعتقاد به منزه بودن خدای بزرگ از اداره روزمره عالم که از فرض وجود دو پرودگار خیر و شر می آید.

4-     اعتقاد به جهان علوی که عالم خاکی مظهر کوچک و وجود آدمی مظهر کوچکتر آن است.

5-     اعتقاد به نیروی رمزی و با طنی حروف و کلمات و اعداد که کلیدهای دانش رستگاری اند.

6-     اعتقاد به این که همین که سر  دین بر کسی آشکار گشت، تکلیف شرعی از او بر می خیزد و بنابراین فرایض دینی معنی ظاهریشان را از دست می دهند. شهرستانی نیز می گوید: خرم دینان به دو اصل اعتقاد دارند و به قبول تناسخ و حلول میل می کنند خرم دینان منکر رستاخیز بودند و ثواب و عقاب را در همین جان می دانستند.

خرم دینان به حلول روح ایزدی در ابومسلم و بی مرگی او نیز معتقدند ( از نظر مقدسی و نوبختی) نیز غیبت و رجعت ائمه ایزدی (از نظر مقدسی)

-          اعتقاد به تناسخ ( از نظر نوبختی و شهرستانی)

-          نهی خونریزی ( مگر در صورت ایجاب)

-          کامجویی

-          اهمیت طهارت و پاکیزگی

-          بکاربردن شراب و نان  در مراسم زناشویی و بیعت و غیرآن

-          نماز

شروین نامی هم که پیش از اسلام می زیسته و بنابر بغدادی (161) و اسفرائینی در چشم خرمیان از همه برتر بوده است و نیایشها و نوحه های ایشان خطاب  بدو بوده . شروین ظاهرا از شهیدان مزدکی و محتملاً همان اندرزگری است که به گفته ما لالاس و تئوفان در زمان کشتار مزدکیان رهبر ایشان بوده و در همان کشتار از میان رفت.

در باره تاثیری خارجی که در تشکیل و گسترش نظرات انقلابی مزدک دست داشته باشد، مشکل می توان چیزی گفت. منابع موجود در این باره خاموشند.

امکان تاثیر از فرقه کارپوکراتی ها پذیرفتنی تر است. فرقه کارپوکراتی ها فرقه ای التقاطی و معتقد به مساوات بودند و در قرن دوم میلادی توسط حکیم عارف کارپوکراتس اسکندرانی بنیاد شده بود و تا قرن ششم دوام داشت پیروان او زردشت و فیثاغورث و افلاطون را تقدیس می کردند و عدالت اجتماعی موضوع عمده حکمت اخلاقی ایشان بود. میان آموزشهای مزدک و تعلیمات کارپوکراتس همانندیهای شگفت انگیزست هر دو برای اشتراک درخواسته وزن یک نوع دلیل می آورند.

این امکان وجود دارد که مزدکیان یا در آغاز کار و یا طی تحولات خود از فرقه کارپوکراتی عقایدی اقتباس کرده باشند.

اندیشه ها و آراء مزدکی بجای آن که با سختگیریهای بی امان خسرو انوشیروان از میان برود بر جاماند و تا روزگار اسلام البته با دگرگونیهایی که ناشی از تغییر احوال بود- در میان خرمیان و قرمطیان و جنبشهای همانند به حیات خود ادامه داد.


 

به نقل از ایران نامه –سال دوم

احسان یار شاطر، ترجمه : م . کاشف

این مطلب را در سایت خود درج کنید

جهت درج این مطلب در وب سایت خود,
متن زیر را کپی و در مطالب سایت خود وارد نمایید.




پیش نمایش :


 

افزودن نظر




کد امنیتی
بازنشانی

قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی


سخن روز

جـروم دیـویـد سـالـیـنجـر

قـرار نـیـسـتــــــ مـن طـوری زنـدگی کـنـم کـه دنـیـا دوسـتــــــ داره ،خـبــــــ طـبـعـا قـرارهـم نـیـسـتــــــ دنـیـا هـمـونطـوری بـچـرخـه کـه مـن دوسـتــــــ دارم

اطلاعات سايت

اعضا : 46
مطالب و محتوا : 1306
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 8104145

نظرسنحی

ارزیابی شما از عملکرد وزارت آموزش و پرورش چیست؟
 

روز شمار

 
سه شنبه
1396
ارديبهشت
5
 

عضویت و ورود به سایت

با سلام عضویت شما راگرامی می دارم .

منتظر بازدید مجدد شما از سایت مقالات آموزشی و فرهنگی و نظرات سازنده تان می باشم محمود حسینی

آمار بازديدكنندگان

بازديد امروز543
بازديد ديروز :126
بازديد اين ماه :8849
بازديد كل :444620
بيشترين بازديد روزانه :1490