بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی

وب سایت شخصی محمود حسینی

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size


معلمان چند منظوره

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
نویسنده : تقدیسیان، شکوه
اشاره

همه‏ی ما در زندگانی نقش‏های متفاوتی را به عهده می‏گیریم.گاهی به‏ عنوان یک پدر،گاه یک دوست،گاه یک همسر،گاه یک همکار،گاهی‏ فرزند و...

معلمی از آن شغل‏های بسیار دشوار است که برای تربیت درست، باید نقش‏های متفاوتی را بپذیرد.این یادداشت توسط معلمی نوشته شده‏ است که پس از سی و چند سال معلمی،حالا برای بچه‏ها می‏نویسد. بسیار خوشحال خواهیم شد،از شما نیز یادداشت‏هایی در این زمینه‏ داشته باشیم.از نقش‏های متنوع و ماندگار شما.

سردبیر مجله‏ی رشد نوآموز

دوستم گفت:عجب کار مشکلی است‏ این کار معلمی!

کنایه زدم که،کار انبیاست.

-انبیاء کارشان فقط هدایت بود. خداوند در قرآن کریم به پیامبر می‏فرماید: «تو فقط دستورات مرا ابلاغ می‏کنی و ضامن کارهای آنان نیستی».ما کجا و انبیاء کجا!قیاس مع الفارق است.

-گله‏های تو را کم‏تر دیده‏ام،کار تو هم هدایت بچه‏های معصوم است.

-کاشکی فقط این‏طور بود ما معلم‏های دوره‏ی ابتدایی،معلمان چند منظوره‏ایم،هم یاد می‏دهیم و هم باید یاد بگیریم.خبره بودن در موضوعات‏ گوناگون درسی،از ویژگی‏های ماست. ما گاهی قاضی و گاهی دادستانیم. بعضی وقت‏ها در قالب یک هنرمند،روی‏ صحنه،ایفای نقش می‏کنیم.می‏خندیم‏ و می‏خندانیم.گاهی قیافه‏ی عصبانی به‏ خود می‏گیریم و بعد در قالب مهربان‏ترین‏ انسان‏ها،شاگردان خود را نوازش می‏کنیم‏ و به آن‏ها امید می‏دهیم.با این‏که‏ سناریوی روش‏های تدریس را می‏دانیم، در لحظه‏هایی باید خلاق و حاضر و آماده‏ باشیم تا،رویدادهای پیش‏بینی نشده‏ی‏ کلاس و مدرسه را مدیریت کنیم و قادر به ایفای نقش‏های متفاوت باشیم. وظایف تربیتی ما با تغییر فضای آموزشی‏ تغییر می‏کند.

رشد معلم » شماره 214 (صفحه 25)

یک روز«فراشناخت»مد می‏شود و همه‏ی ما،در پی شناخت«فراشناخت» کنجکاو می‏شویم.کتاب و جزوه مطالعه‏ می‏کنیم،تا آستانه‏ی شناختمان از «فراشناخت»بالا برود و ما از قافله‏ی‏ رشد و پیشرفت،عقب نمانیم.یک روز از فرضیه‏های دانشمندان«رفتارگرا» پیروی می‏کنیم و مدتی بعد از تئوری‏های‏ «ساخت‏گرایان»پیروی می‏کنیم.مدتی‏ می‏گذرد و الگوهای تدریس مطرح‏ می‏شود و ما خلاقیت خداداد و نهفته‏ی‏ خود را به مدد می‏طلبیم.از کتاب‏ها و جزوه‏ها کمک می‏گیریم.از توصیه‏های‏ استادان دوره‏های ضمن خدمت و تربیت‏ معلم و...،یاری می‏طلبیم و مشتاقانه، داوطلب شرکت در این رویداد فرهنگی‏ می‏شویم.روی سن می‏رویم و نقش بازی‏ می‏کنیم.گاهی جایزه می‏گیریم و آفرین‏ می‏شنویم و دل‏گرم می‏شویم و گاهی‏ هم هیچ اتفاقی نمی‏افتد؛حتی یک‏ «اتفاق ساده»!

او همین‏طور می‏گفت و من گوش‏ می‏کردم.نفسی تازه کرد و ادامه داد؛

-مدیر ما گفته است که باید در مراسم‏ صبح‏گاهی،سر صف بچه‏های کلاس‏ خودمان،حاضر باشیم.موقعیت و نقش‏ من در این مرحله تغییر می‏کند.مبصر صف می‏شوم.بچه‏ها از دیدن معلم‏شان‏ خوش‏حال می‏شوند و لب‏هایشان به‏ خنده باز می‏شود.یکی سعی می‏کند کیفم را لمس کند.آن یکی،گوشه‏ی‏ کتم را می‏گیرد و چشم‏های پرمحبتش‏ را به من می‏دوزد تا پاسخ نگاهش را از من بگیرد.

این بچه‏های معصوم،آن‏قدر مهربان‏ و حق‏شناسند که حتی،دست زدن‏ به لباس معلم،برایشان،فرصت ابراز محبت،صمیمیت و حق‏شناسی است. صف را دنبال می‏کنم.بچه‏ها به کلاس‏ می‏روند و من و معلم کلاس چهارم،توی‏ راهرو مدرسه توقف می‏کنیم.یک گپ‏ دوستانه است.دور از چشم ناظم و مدیر مدرسه؛سر دردودل باز می‏شود؛اما بچه‏ها منتظرند.صحبت نیمه‏کاره می‏ماند و ما به‏ کلاس می‏رویم.برپا و برجا می‏شنویم، بعد همه‏ی گرفتاری‏ها،مشکلات، قسطها،بیماری‏ها،هزینه‏های تحصیل‏ بچه‏ها،اجاره‏ی خانه،اداواصول‏های‏ صاحب‏خانه و کارآگاه‏بازی‏های‏ طلب‏کارها را،فراموش می‏کنیم؛گویا همه‏ی این‏ها در برق نگاه معصومانه‏ی‏ شاگردان کلاس،حل می‏شود.درس‏ شروع می‏شود؛اما چهره‏ی غمگین و رنگ پریده‏ی دانش‏آموز ردیف دوم، خبر از جسمی نحیف می‏دهد که هنگام‏ تقسیم«روزی»در خانه سهم کم‏تری‏ داشته است.خون توی قلبم می‏جوشد. داغ می‏شوم.انگار رگ‏هایم منبسط می‏شوند.به پتانسیل خلاقه‏ام متوسل‏ می‏شوم،که چگونه می‏توانم دور از چشم‏ اغیار و نگاه کنجکاو شاگردان،در آغاز صبح،مشکل او را حل کنم.حضور معصومانه‏ی او،مخّل درس و کتاب و یادگیریست.

بچه‏ها کتاب‏ها را باز می‏کنند و من در نقش مادری که به نیاز مبرم فرزندش‏ فکر می‏ند،دوروبر او می‏پلکم؛کنارش‏ می‏ایستم و سعی می‏کنم ذهن پراکنده‏اش‏ را از فضای خانه به فضای مدرسه بیاورم، تا در زنگ تفریح و در خلوت کلاس، نقش مادریم را ایفا کنم و به رفع مشکل‏ او بپردازم.بچه‏های کلاس مثل فرزندان‏ من هستند.یا غصه‏هایشان غمگین‏ می‏شوم و با خنده‏هایشان غم دنیا را فراموش می‏کنم.او سکوت کرد.گویا فضای دیگری کلاس احاطه‏اش کرده‏بود.تا مدتی صورتش گرفته و منقبض‏ بود.

شاید در آن لحظه به نقش مادر بودنش‏ فکر می‏کرد و این‏که در طول سال‏های‏ خدمت،همیشه در خدمت بچه‏ها بوده‏ است.با خنده گفتم:خوب ادامه بده.تو که در بازی کردن نقش مادری مهارت‏ داری!در پاسخ گفت:گفتنش آسان است. احساسی که در درون تو شکل می‏گیرد قابل توصیف نیست؛اما در همان حالت، ما دوباره به نقش معلمی برمی‏گردیم و انجام‏وظیفه می‏کنیم.

معلم ریاضی هستیم.باید به قواعد ریاضی مسلط و آماده باشیم.کوچک‏ترین‏ اشتباه،بچه‏ها را به بیراهه می‏کشند.معلم‏ تاریخ هستیم.توصیف تاریخ گذشته و تجزیه‏وتحلیل رویدادها،مهم‏تر از حفظ تاریخ است؛بنابراین معلم تاریخ باید از هنر نقادی،برخوردار باشد.

معلم ادبیات هستیم.باید از حال و هوای ریاضی و تاریخ و علوم خارج‏ شویم و به تلطیف روح و ذهن بچه‏ها بپردازیم.آن هم در دوره‏ای که،ادبیات‏ کلاس نوجوانان و حتی بچه‏ها،تغییر کرده است.

معلم قرآن و شرعیات هستیم.تدریس‏ مفاهیمی که به نهایت ایمان و عنایت‏ ادراک دین و قرائت صحیح آن نیاز دارد تا،شاگردان به مسیر رشد و تعالی،هدایت‏ شوند و بیراهه نروند.

می‏بینی!معلم ابتدایی باید یک هنرمند کامل باشد تا بتواند در مسئولیت خطیری‏ که دارد و در قالب نقش‏های متفاوت و گاهی هم متضاد،به تعهد سنگینش در مقابل یک نسل عمل کند.

با تصدیق حرف‏هایش بی‏اختیار گفتم: «راست می‏گویی.عجب کار مشکلی‏ است این کار معلمی!»

این مطلب را در سایت خود درج کنید

جهت درج این مطلب در وب سایت خود,
متن زیر را کپی و در مطالب سایت خود وارد نمایید.




پیش نمایش :


 
مطالب مرتبط :

» آمـوزش‌ مـعلمان‌ در‌ ژاپن

 آمـوزش‌ مـعلمان‌ در‌ ژاپن--------------------------اعظم ملایی‌نژاد«تـربیت معلم»را می‌توان از جمله حساس‌ترین و مهم‌ترین‌ مؤلفه‌های...

» آسیب‌شناسی شغلی معلمان

 آسیب‌شناسی شغلی معلمان-----------------یوسف زارع نبیلیانسرآغازتمام سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان اذعان دارند که آموزش‌وپرورش، تنها یا لا...

» فداکاری آخرین درس معلم

 فداکاری آخرین درس معلمهنوز صدایش را به همان وضوح می‌شنوم؛‌ معلم که نه، مراد دوران کودکی‌ام بود. می‌خواستم بزرگ که شدم، مثل او لباس...

» معلمان ‌ ‌و ‌‌گـروه‌های‌ آموزشی

معلمان ‌ ‌و ‌‌گـروه‌های‌ آموزشیفهیمه رضایی نیارکی - سوسن لائیپیشرفت هرجامعه تا حدود زیادی به آموزش‌ و پرورش‌ آن جامعه بـستگی...

» معلمان فکور

معلمان فکور (نگاهی به دیدگاههای جدید در زمینه نقش وظایف معلمان) /نویسنده : مجدفر،مرتضی/تفکر ‌‌خـلاّق،مهم‌ترین‌ ویژگی‌ معلّمان قرن...

» تأثیر علاقه و انگیزه در انتخاب و موفقیت شغل معلمی

تأثیر علاقه و انگیزه در انتخاب و موفقیت شغل معلمیپری‌چهر سلطانی خراجی-شهرکردمقدمه‌در دههء پایانی قرن بیستم،برای بسیاری‌ از‌...

» بررسی نوآوری ها و ارتقای جایگاه معلمان در چند کشور جهان

بررسی نوآوری ها و ارتقای جایگاه معلمان در چند کشور جهان نویسنده : سمیعی،مرتضیمرتضی سمیعیسرآغازدر‌ قرآن‌ کریم،بسیاری‌ از امور و افراد و...

» 50 ويژگي معلم موفق

‏‎ 50 ويژگي معلم موفقعلي پورعليرضا توتکله - کارشناس ارشد علوم تربيتي  ويژگي هاي معلم موفق1 – باخصوصيات رشد و احتياجات فراگيرندگان در...

» چگونه کلاس درس جذاب داشته باشيم

چگونه کلاس درس جذاب داشته باشيمهر معلمي با بالا رفتن تجربه اش پي خواهد برد که بايد به برخي کارهاي ضروري در کلاس درس توجه نمايد ، بعضي...

» معلم ‌ ‌‌‌در‌ مـقام تصمیم‌گیرنده

معلم ‌ ‌‌‌در‌ مـقام تصمیم‌گیرندهآمنه احمدیتحقیقات نـشان داده است زمانی که مـعلمان در جـریان تدریسی پویا قرار می‌گیرند و از طریق...

افزودن نظر




کد امنیتی
بازنشانی

قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی

آخرین مطالب بازدید شده


سخن روز

افلاطون

وقتی داری بالا میری مهربان باش و فروتن، چون وقتی که داری سقوط میکنی از کنارهمین آدمها رد میشی

اطلاعات سايت

اعضا : 46
مطالب و محتوا : 1306
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 8101243

نظرسنحی

ارزیابی شما از عملکرد وزارت آموزش و پرورش چیست؟
 

روز شمار

 
دوشنبه
1396
ارديبهشت
4
 

عضویت و ورود به سایت

با سلام عضویت شما راگرامی می دارم .

منتظر بازدید مجدد شما از سایت مقالات آموزشی و فرهنگی و نظرات سازنده تان می باشم محمود حسینی

آمار بازديدكنندگان

بازديد امروز122
بازديد ديروز :115
بازديد اين ماه :8302
بازديد كل :444073
بيشترين بازديد روزانه :1490