بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی

وب سایت شخصی محمود حسینی

  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size
صفحه نخست مدرسه مدارس غیر دولتی علیه آموزش خصوصی؛ چرا مدرسه‌های عمومی بهتر است؟


علیه آموزش خصوصی؛ چرا مدرسه‌های عمومی بهتر است؟

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

 

علیه آموزش خصوصی؛ چرا مدرسه‌های عمومی بهتر است؟n00007357-b
----------------------
مولف : جسیکا گرگ /  مترجم : پوپک محبعلی

مدرسۀ خصوصی به طرز خوشایندی با گرایش من به ناز پرورده‌کردن بچه‌هایم هماهنگ بود. تعداد دانش‌آموزان در کلاس‌ها بیش از ۱۶ نفر نبود. اگر بچه‌ها مشکل درسی داشتند، معلم با ارایۀ کمک‌های فوق‌العاده و تشویق به دانش‌آموزان کمک می‌کرد. با ورود به مدرسه عمومی، تعداد دانش آموزان در کلاس بچه‌هایم به ۳۰ نفر رسید. هیچ‌کس اسم آنها را نمی‌دانست، هیچ‌کس هر روز صبح با ذوق و شوق و آغوشِ باز از آن‌ها استقبال نمی‌کرد. در عوض آن‌ها برای ورود به مدرسه صف می‌کشیدند و برای رفتن به کلاس، برای ناهار و زنگ تفریح نیز در صف می‌ایستادند

.

سالون — تقریبا دو سال پیش بود که من و همسرم فرزندانمان را از مدرسه‌ای خصوصی درآوردیم و به جنگلِ آموزشِ عمومی فرستادیم. اکنون که وارد سومین سال تحصیل‌شان در مدارس محلی می‌شوند، با اطمینان می‌توانیم بگوییم که: ۱) مدارس عمومی، نسبت به مدرسه خصوصی کوچکی که قبلاً بچه‌ها در آن درس می‌خواندند، هرج و مرج بیشتر، بوروکراسی سفت و سخت‌تر و آموزش خلاقانۀ به مراتب کمتری دارند؛ ۲) فرزندان ما نسبت به مدارسِ خصوصی با چالش‌های آکادمیکِ کمتری مواجه‌اند. و ۳) علیرغم نکات ۱ و ۲، قرار است بچه‌ها را در همین مدرسه‌های عمومی نگه‌داریم.

ما نظام آموزش خصوصی را کنار گذاشتیم، چون به دلایل بسیاری برایمان تنش‌زا بود. به محض اینکه دیگر دو شهریه مدرسه خصوصی را پرداخت نکردیم، من توانستم شغل دوم خودم را رها کنم و نگرانی مداوم ما دربارۀ پول رفع شد. ما از نیم ساعت رانندگی، آ‌ن‌هم دو بار در روز، برای رساندن بچه‌ها به مدرسه و لعنت فرستادن به ساعات اوج ترافیک خلاص شدیم. مدارس محله ما فقط چند دقیقه از خانه فاصله دارند. به‌علاوه، توانستیم از فعالیت‌های رقابتی‌ای دور بمانیم که گویا بخشی از بافتِ مدارس خصوصی است، و واژگان مخصوص خود را برای موفقیت دارد: سوزوکی، کومور، پارکور، پرستار بچه.

مدرسه عمومی یعنی اینکه ما به مثابۀ خانواده، می‌توانیم آرامش داشته باشیم.

با این حال، گذار از مدرسه خصوصی به عمومی برای همۀ ما، والدین و فرزندان، به یک اندازه دشوار بود. مدرسۀ خصوصی به طرز خوشایندی با گرایش من به ناز پرورده‌کردن بچه‌هایم هماهنگ بود. تعداد دانش‌آموزان در کلاس‌ها بیش از ۱۶ نفر نبود. اگر بچه‌ها مشکل درسی داشتند، معلم با ارایۀ کمک‌های فوق‌العاده و تشویق در ساعات قبل از مدرسه، بعد از مدرسه و در ساعات تفریح به دانش‌آموزان کمک می‌کرد. من این چیزها را دوست داشتم (در واقع عاشقش بودم) که فرزندانم پیشرفت می‌کردند، و آموزشی بهتر، سریع‌تر و قوی‌تر از دیگر بچه‌ها دریافت می‌کردند. علاوه بر آموزش منحصر به فرد زبان‌های خارجی، آنها آموزش عالی هنر و موسیقی نیز دریافت می‌کردند. آموزش خصوصی داشتند و در باغچۀ مدرسه نیز کار می‌کردند. به واسطۀ سخت‌کوشی در مدرسه، هر دانش آموز نتایج فوق‌العاده‌ای در زمینه‌های گوناگون می‌گرفت از جمله: دو زبانه بودن، شطرنج، و مهارت در باغبانیِ ارگانیک.

با ورود به مدارس جدید، تعداد دانش‌آموزان در کلاس بچه‌هایم از ۱۰ نفر به ۳۰ نفر رسید. هیچ‌کس اسم آنها را نمی‌دانست، هیچ‌کس هر روز صبح با ذوق و شوق و آغوشِ باز از آن‌ها استقبال نمی‌کرد. در عوض آن‌ها برای ورود به مدرسه صف می‌کشیدند و برای رفتن به کلاس، برای ناهار و زنگ تفریح نیز در صف می‌ایستادند. بچه‌هایم در ساختمان‌های مدرسۀ خود گم می‌شدند. در نیمه اول کلاس ششم، به نظر می‌رسید پسرِ ما، سث۱ (برای حفاظت از حریم خصوصی‌ام نام‌ها را تغییر داده‌ام) در سیستم آموزشی جدید سر در گم شده است. اینجا تاکید فراوانی برای اطاعت از رویه‌ها و تأکید کمی بر تفکر می‌شد. به نظر او کار کلاس بسیار آسان بود، اما در درس‌ها مردود می‌شد.

اما بعدها بچه‌ها راه خود را پیدا کردند. مری که عاشق این است که همیشه سرش شلوغ باشد، بعد از ساعت‌های مدرسه، به یک میلیون کلوپ پیوست -از جمله رباتیک، دو میدانی و خوشنویسی. سث در سازگاریِ کامل با شخصیت خود، تقریباً به هیچ چیز علاقۀ پرشور و حرارتی ندارد. او دوست دارد ناظرِ اتفاقات باشد و حواشیِ مسائل را تفسیر کند و افراد بسیاری را یافت که به این کار علاقه‌مند بودند. آن‌ها با همدیگر، اتحادیۀ خوبی از مفسران فکور را در مدرسه‌ راهنمایی‌شان تشکیل دادند.

به نظر می‌رسد لازم نیست فرزندان ما یکی از انگشت‌شمار دانش‌آموزان فوق‌العادۀ کلاس باشند. آن‌ها می‌توانند از پس کلاس‌های بزرگتر و ده‌ها دانش‌آموز از سوابق یا طبقات اجتماعی مختلف برآیند. می‌توانند خوب، و حتی گاهی عالی باشند. ما یاد گرفتیم که فرزندانمان آنقدرها شکننده نیستند که نیاز داشته باشند پیش از ورود به جهان به دستِ ما، در حباب محبوس شوند.

از آن گذشته، یاد گرفتیم که بچه‌هایم لزوماً فوق‌العاده نیستند. یا به عبارت دقیق‌تر، اگر می‌خواهند در سیستم آموزشی مدرسه عمومی به عنوان دانش‌آموزی فوق‌العاده شناخته شوند، بهتر است که خود فوق‌العاده باشند. مدرسه نمی‌تواند از آن‌ها آدمِ فوق‌العاده‌ای بسازد.

ما خوش‌شانس هستیم: فرزندانمان یک سیستم آموزشی بنیادی و قوی را در مدارس محلی دریافت خواهند کرد. و می‌توانند در همان سطح بنیادی بمانند، یا اینکه سطح خود را بهبود ببخشند. اما تصمیم با خود آنهاست تا از منابع فوق‌العاده بهره ببرند یا اینکه خود آن منابع را ایجاد کنند. آنها باید بخشی از برابری آموزشی خود باشند.

سث وارد دبیرستانی عمومی با برنامۀ دیپلم بین‌المللی خواهد شد که کلاس‌های زبان چینی دارد و در صورتی که به اندازۀ کافی نخواهد چالش کند، از گزینه ورود به کلاس‌های دانشگاه محلی برخوردار است. اما او باید به دنبال این تجارب بوده و واجد شرایط باشد. توانایی او در استفاده از این فرصت‌ها به خودش بستگی دارد، و نه به تواناییِ ما در پرداخت شهریه مدرسه‌ای که این فرصت‌ها را به طور خودکار برای او فراهم می‌کند.

البته در طول مسیر ممکن است ما از این تصمیم خود پشیمان شویم. ما باید با این احتمال دست و پنجه نرم کنیم که فرزندانمان از مزایای فوق‌العاده‌ای که مدرسه خصوصی برایشان فراهم می‌کرد، برخوردار نخواهند بود، ممکن است دیگر فرزندانمان به عنوان دانش‌آموزانی فوق‌العاده خاص، با تحصیلات خاص، و کودکانی خاص با توجه به دیدگاه ما نسبت به موفقیت آن‌ها تلقی نشوند. (بله، دخترم سال آینده به دانشگاه ییل وارد خواهد شد. این گزینه کمی مناسب‌تر از هاروارد به نظر می‌رسد.)

حداقل در حال حاضر، با نگه‌داشتن فرزندانمان در مدرسه عمومی، تصمیم گرفتیم که آن‌ها لازم نیست به سرعت پله‌های ترقی را طی کنند. و ما این باور را در آنها پرورش دادیم که برای رقم‌زدن آیندۀ خود به ما و یا به مدرسه نیازی ندارند. این بهتر است. این مدرسۀ عادلانه است. و فرزندان من فقط بچه‌هایی هستند که سهم کوچک خود از دنیا را دریافت می‌کنند.

پی‌نوشت‌ها:
* این مطلب در تاریخ ۵ مارس ۲۰۱۵ با عنوان The case against private education: Why we put our kids in public school در وبسایت سالون منتشر شده است.
* جسیکا گرگ پزشک و نویسنده است. او با خانواده‌اش در پورتلند، ایالت اورگان زندگی می‌کند.
[۱] Seth

کد مطلب: 7357

آدرس مطلب: http://tarjomaan.com/vdcd.k052yt0s5a26y.html

ترجمان  http://tarjomaan.com
_______________________

      این مطلب را در سایت خود درج کنید


جهت درج این مطلب در وب سایت خود,
متن زیر را کپی و در مطالب سایت خود وارد نمایید.




پیش نمایش :


 
مطالب مرتبط :

» مقاله بررسی نگرش افراد جامعه نسبت به مدارس غیرانتفاعی در شهر اصفهان

مقاله بررسی نگرش افراد جامعه نسبت به مدارس غیرانتفاعی ( غیرذولتی ) در شهر اصفهان محسن گل پرور - دکتر حمیدرضا عریضی

» خرید و فروش زیرپوستی دانش‌آموزان در مدارس

دانش‌آموز بده، پول بگیر، بعد هم با این پول هرکاری که دلت خواست بکن؛ بگذار توی جیبت و خوش باش یا بریز در حساب مدرسه و چاله چوله‌ها را پر کن....

» مدارس غیر دولتی از مشروطه تا دولت یازدهم

شیرزاد عبداللهیبودجه دولتی آموزش و پرورش هر سال افزایش می یابد. بودجه سال ۹۳، بیشتر از ۱۹ هزار میلیارد تومان است. اما این بودجه کفاف هزینه...

» تب تحصيل در مدارس غيرانتفاعي

فصل امتحانات به پايان رسيده و دغدغه ثبت نام و انتخاب مدرسه مناسب دغدغه اصلي والدين شده است. برخي ترجيح مي دهند فرزندان خود را در مدارس...

» بی برنامگی درتوسعه مدارس غیردولتی/ جای خالی در برنامه پنجم

ا وجود فعالیت بیش از 16 هزار مدرسه غیردولتی در کشور برنامه منظم و منسجمی برای توسعه و یا چگونگی ادامه فعالیت این مدارس وجود ندارد و حتی...

» مختصری در مورد مدارس خصوصی و دولتی کشور امارات

آموزش غير رسميسياستهاي آموزشيسياست فعلي وزارتخانه آموزش و جوانان بر اهميت برقراري ارتباط و همكاري بخش آموزش خصوصي با آموزش دولتي جهت...

» مختصری در مورد مدارس خصوصی و دولتی کشور امارات

آموزش غير رسميسياستهاي آموزشيسياست فعلي وزارتخانه آموزش و جوانان بر اهميت برقراري ارتباط و همكاري بخش آموزش خصوصي با آموزش دولتي جهت...

» کیفیت آموزشی بالا یا راحتی دریافت نمره؟

 واقعيت مدارس غير انتفاعي چيست؟     خبرآنلاین-۳/۵/۸۹جامعه > آموزش  -  به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، مشکل اصلی...

افزودن نظر




کد امنیتی
بازنشانی

قدرت گرفته از جی‌کامنت فارسی ، ترجمه و بازنویسی : سی‌ام‌اس فارسی


سخن روز

رابرت لی فراست
نیمی از مردم جهان، افرادی هستند که چیزهایی برای گفتن دارند ولی قادر به بیان آن نیستن ونیم دیگرافرادی هستند که چیزی برای گفتن ندارند ،اما همیشه در حال حرف زدن هستند

 

اطلاعات سايت

اعضا : 46
مطالب و محتوا : 1306
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 8104161

نظرسنحی

ارزیابی شما از عملکرد وزارت آموزش و پرورش چیست؟
 

روز شمار

 
سه شنبه
1396
ارديبهشت
5
 

عضویت و ورود به سایت

با سلام عضویت شما راگرامی می دارم .

منتظر بازدید مجدد شما از سایت مقالات آموزشی و فرهنگی و نظرات سازنده تان می باشم محمود حسینی

آمار بازديدكنندگان

بازديد امروز544
بازديد ديروز :126
بازديد اين ماه :8850
بازديد كل :444621
بيشترين بازديد روزانه :1490